
راستشو بخواید خیلی باهاش حال کردم .نمیدونم شما هم شبکه های خبری بزرگ دنیا مثل
CNN
یا
BBCword رو دنبال کردین یا نه ..ببخشید انقدر صریح میگم : همشون یه جورایی کونشون سوخته
بود..
دوست داشتم یه مطلب راجع به این خانوم داشته باشم.چون یه جورایی خیلی به ما ایرانیا حال داد.

در سالهای اخیر در موسیقی فلامنکو در جهان تحولات گسترده ای صورت کرفته است و ارکستراسیون هم از این قاعده مستثنی نبو ده است.بجز ساز گیتار که رکن اصلی ساز بندی در این نوع از موساقی محسوب میشود و عناصر فلامنکو از جمله پالماس(کف زدن)و...(اگر بتوان آن را جرء ارکستراسیون به حساب آورد)ارکستراسیون موسیقی فلامنکو را میتوان به دو قسمت عمده تقسیم کرد: یکی ارکستراسیون سنتی و دیگری ارکستراسیون مدرن.در ارکستراسیون سنتی اصولا از سازهایی به جز سازهای کوبه ای یا استفاده از محیط و اشیاء اطراف نوازنده و خواننده ساز دیگری مورداستفاده قرار نمیگیرد .اما در ارکستراسیون مدرن از سازهایی چون سازهای کوبه ای و فوت و ...و از اواخر دهه هفتاد گیتار الکترونیکی مورد استفاده قرار گرفته است .با پیشرفت موسیقی فلامنکو نواوریهای اساتید این رشته از سازهایی همچون ویلن ، ویلنسل،کنتر باس،طبلای هندی و بسیاری از سازهای شرقی و غربی استفاده شده است ضمن انکه چند کار هم با ارکستر بزرگ اجرا شده است.در اینجا لازم میدانم یک نکته را یاداوری کنم:غنای بالا و رنگ مترادفسازهایی چون میلن و کنتر باس بسیار بسیار هماهنگ با موسیقی فلامنکوست بخصوص غم پنهان و شوخ طبعی بالای این نوع از موسیقی بسیار قابل انتقال با این نوع سازهاست ودر کل این چنین ارکستراسیونی قابل تامل است.
تمام این نوع تنوعها بسیار جالب و قابل تحسین است
این شعر رو کنار همون نامه کذایی پیدا کردم که هم تلخ و هم شیرین وشرایط بد اقتصادی وطبقه محروم جامعه را به تصویر میکشد:
آخ عجب سرماست امشب ای ننه ما که میمیریم در هذا السنه
تو نگفتی میکنم امشب الو؟ تو نگفتی میخوریم امشب پلو؟
نه پلو دیدیم امشب نه چلو سخت افتادیم در منگنه
آخ عجب سرماست امشب ای ننه
این اطاق ما شده چون زمهریر باد می آید ز هر سو چون سفیر
من ز سرما میزنم امشب نفیر می دوم از میسره بر میمنه
آخ عجب سرماست امشب ای ننه
اغنیا مرغ مسما میخورند با غذا کنتاک و شامپا می خورند
منزل ما جمله سرما می خورند خانه ما بد تر است از گردنه
آخ عجب سرماست امشب ای ننه
اندرین سرمای سخت شهر ری اغنیا پای بخاری مست می
ای خداوند کریم فرد و حی داد ما گیر از فلان السلطنه
آخ عجب سرماست امشب ای ننه
خانباجی می گفت با آقا جلال یک قرآن دارم من از مال حلال
می خرم بهر شما امشب زغال حیف افتاد آن قرآن در روزنه
آخ عجب سرماست امشب ای ننه
می خورد هرشب جناب مستطاب ماهی و قرقاول و جوجه کباب
ما برای نان جو در انقلاب وای اگر ممتد شود این دامنه
آخ عجب سرماست امشب ای ننه
تخم مرغ و روغن و چوب سفید با پیاز و نان گر امشب می رسد
می نمودم(اشکنه)امشب ترید حیف ممکن نیست پول اشکنه
آخ عجب سرماست امشب ای ننه
گر رویم اندر سرای اغنیا از برای لقمه نانی بی ریا
قاپچی گوید که گم شو بی حیا می درد ما را چو شیرارزنه
آخ عجب سرماست امشب ای ننه
نیست اصلا فکر اطفال فقیر نه وکیل و نه وزیر و نه امیر
ای خدا! داد فقیران را بگیر سیر را نبود خبر از گرسنه
آخ عجب سرماست امشب ای ننه
سید اشرف
این عکسا قبلا به دلایل امنیتی از وب من حذف شده بودن.اما ازونجایی که هیچ کاری تو دنیا (مخصوصا ایران)نشد نداره با گرفتن رضایت آقایون دوباره این مطلب رو به نمایش گذاشتم و برای اینکه خیلیم تکراری نباشه یه عکس اضافه کردم
امیدوارم لذت ببرید
۰اولین بوسه
این صحنه دقیقا یاداور صحنه فیلم دکتر عشاق هست که ویل اسمیت به طرف میگه ۴۰٪ میری جلو و منتظر میشی تا ۶۰٪ مابقی رو دختره بیاد...حالا به نظرتون کدومشون ۴۰٪رفته جلو![]()


دیروز داشتم دفتر دسکم رو مرتب میکردم که یوهو چشمم به یه نامه از عهد دقیانوس افتاد.
یه نامه سیاسی که شیخ فضل الله نوری به وزیر مختار انگلیس نوشته بود.
این نامه پر از تعارف و تمجیدهای زیاد هست که در نوع خودش جالبه و مخصوصا اینکه از قلم یک روحانی در اون (یا این.فرقی نمیکنه)سطح و اون هم به یک مقام انگلیسی نوشته شده.
نامه ازین قراره :
"خدمت با ابهت جناب شوکت مدار اجل اکرم افخم اسعد عالی وزیر بافرهنگ مسیو (به مسیو دقت کنید)هپرین وزیر مختار دولت فخیمه انگلستان دام اجلاله
اولا در این موقع ورود بهجت نمود جناب جلالت مآب عالی را اینجانب و سایر از علمای اعلام ملت ایران که همواره به اتحاد و یک جهتی با ملت نجیبه ترقی خواه انگلستان خود را شناخته ایم تبریک و تهنیت میگویم و مسرت قلبی خودمان را به اظهار مخالصت و موافقت اظهار میداریم و از خداوند تعالی خواهانیم که همواره رجال کارآگاه و مامورین سیاسی دولتین در حفظ و نگهداری این مودت و محبت که فیمابین ملتین بیشتر از پیشتر حاصل شده با نهایت صدق و صفا بکوشند و مواظب باشند که غرض مغرضین خللی نرساند.ثانیا به مفاد شکر نعمت نعمتت افزون کند تشکرات قلبیه خودمان را از حسن مساعدت و سیاست جناب جلالت مآب شارژه دافر اظهار میداریم و متوقع میشویم که به دربار معدلت مدار امپراطور خودتان ابلاغ فرمایید. ثالثا بر خاطر سیاست مظاهر جناب عالی مکشوف و ظاهر است که همیشه ملت و دولت ایران خود را متحد و دوستدار دولت و ملت نجیبه متمدنه انگلستان دانسته و میداند و همه وقت فوائد اتحاد را منظور نظر داشته و میدارند وبا کمال امیدواری استحکام وانتظام این مردم را که سرمایه سعادت و اسباب رفاهیت ملتین است از جانب معظم مفخم جلالتمـآب عالی ممتنی و خواستاریم تا انشاء الله از ثمرات دوستی و یک جهتی برخوردار شویم و چنان با هم یک دل و یک جهت باشیم که رشک دیگران شود.
الاحقر فضل الله النوری"
من یک چراغ خاموش میکنم و جواب رو میدم
اهل کاشان بود این بابا...


اشکال اولیه فلامنکو به حدود سال1750 بر میگردد. با وجود این صحبت کردن درمورد رقص فلامنکو به صورتی که امروزه ما ان را میشناسیم نا ممکن است زیرا امروزه رقصهای محبوب یعنی رقص فلامنکو و رقص
bolero با هم ترکیب شده اند.رقص فلامنکو به تدریج تبدیل به یک مد شده و با کمکهای مالی سایر گروهها و مخصوصا درخشش بزرگ رقص اسپانیایی غنی تر شده است در اسپانیا مردم در هر زمان و مکان و بنا به هر علتی میرقصند این مسئله در یک نظر سنحی تخصصی انحام شده از رقص فلامنکو در میهمانیهای برکذار شده توسط مدارس اموزش رقص
seville و همجنین در برخی از مکانهای خاص صورت گرفته است.یکی از حالب ترین گزارشاتی که بوسیله فردی بنام
viaje por espa که در سال 1862 با همکاری gustavo dure به چاپ رسیده است به چشم میخورد.در فیلمی بنام
saln de recreo به کارگردانی لویس بوتلا قسمتی از خیابانهای شهر سویا به نمایش در میاید که در ان نمایشی از رقصهای محلی نشان داده میشود . این نمایش در ساعت 8:30 صبح اغاز میشود و در ان لا کامپانرا (la campanera) را در حال اجرای رقص jaleo from jerez با همنوازی ویولونیست کور و نا وارد نشان میدهد. در این فیلم نشان داده میشود که با این همکاری نا مناسب رقصنده مجبور میشود که رقص را متوقف کند و از نوازنده نابینا بخواهد تا ویولون خود را در اختیار فردی که در جمعیت قرار دارد و پیشنهاد جایگزین شدن به جای نوازنده نابینا را میکند قرار دهد. این نوازنده جدید ویواون dore نام داشت و او هر چه در توان داشت در این اجرا گذاشت و رقص jaleo را با تشویق اکثریت تماشاگران هیجان زده به اتمام رسانید.در اوایل قرن 19 یعنی زمانی که رقص فلامنکو به همراه گیتار فلامنکو و خوانندگی فلامنکو فرم و شکل واقعی خود را پیدا کرد و توانست شخصیت قطعی و نهایی خود را بدست اورد افراد حرفهای محبور بودند که هر روز با حمعیت مواحه شده وبا همکاران خود رقابت کنند تا بتوانند تشویق عمومی مردم را بدست اورند.
مشکل تکنیکی بخصوصی وحود داشت: مردان با پاهای خود میرقصیدند . در هنگام رقص مردانی که ظاهر خود را با لباسهای بلند به صورت زنان دراورده بودند و هنگامی که برخی از زنان که مثل مردان لباس پوشیده بودند.این همان اشکال بزرگ بود.
در دها 1910فلامنکو بیشترو بیشتر در بین بازیگران تاتر ظاهر شد که این کار توسط پاسترو که هنر خودش را در برنامه های سایر گروهها یا در انتهای فیلمهای سینمایی یا اجراهای کمدی عرضه کرده بود انجام گرفت.در اپراهای فلامنکو,خوانندگی,رقص و نوازندگی گیتار به همراه شوخیهای مختلف به صورت محلی یا حتی پایه ای انجام میشد.در همین دوره بود که
la argentine گروه خود را با انتونیو و فیکو تاسیس کرد و با این گروه سر تا سر امریکا را سفر کرد و به اجرای نمایش پرداخت و در تاتر ماکسیم الیوت شهر نیویورک در سال 1916 دو برنامه بزرگ را اجرا کرد.در سال 1915 مانوئل دفلا برای ایمپنو قطعه ای به نام
el amor brujo را ساخت این کار نقطه شروع باله فلامنکو محسوب میشود.
این عکس خیلی به من حس میده
میخوام ببینم این عکس به شما چه حسی میده...!!؟

از طرف سازمان برنامه و بودجه برای شما دوستان مسابقه ای ترتیب داده شده.
شما دوستان باید صاحب عکسی رو که میبینید حدس بزنید
البته جوایز نقدی و جنسی (فکر بد نکنیدا)هم برای شما در نظر گرفته شده
اخرین مهلت نظر دهی ۸۵.۵.۲۵

