این عکسا قبلا به دلایل امنیتی از وب من حذف شده بودن.اما ازونجایی که هیچ کاری تو دنیا (مخصوصا ایران)نشد نداره با گرفتن رضایت آقایون دوباره این مطلب رو به نمایش گذاشتم و برای اینکه خیلیم تکراری نباشه یه عکس اضافه کردم
امیدوارم لذت ببرید
۰اولین بوسه
این صحنه دقیقا یاداور صحنه فیلم دکتر عشاق هست که ویل اسمیت به طرف میگه ۴۰٪ میری جلو و منتظر میشی تا ۶۰٪ مابقی رو دختره بیاد...حالا به نظرتون کدومشون ۴۰٪رفته جلو![]()


دیروز داشتم دفتر دسکم رو مرتب میکردم که یوهو چشمم به یه نامه از عهد دقیانوس افتاد.
یه نامه سیاسی که شیخ فضل الله نوری به وزیر مختار انگلیس نوشته بود.
این نامه پر از تعارف و تمجیدهای زیاد هست که در نوع خودش جالبه و مخصوصا اینکه از قلم یک روحانی در اون (یا این.فرقی نمیکنه)سطح و اون هم به یک مقام انگلیسی نوشته شده.
نامه ازین قراره :
"خدمت با ابهت جناب شوکت مدار اجل اکرم افخم اسعد عالی وزیر بافرهنگ مسیو (به مسیو دقت کنید)هپرین وزیر مختار دولت فخیمه انگلستان دام اجلاله
اولا در این موقع ورود بهجت نمود جناب جلالت مآب عالی را اینجانب و سایر از علمای اعلام ملت ایران که همواره به اتحاد و یک جهتی با ملت نجیبه ترقی خواه انگلستان خود را شناخته ایم تبریک و تهنیت میگویم و مسرت قلبی خودمان را به اظهار مخالصت و موافقت اظهار میداریم و از خداوند تعالی خواهانیم که همواره رجال کارآگاه و مامورین سیاسی دولتین در حفظ و نگهداری این مودت و محبت که فیمابین ملتین بیشتر از پیشتر حاصل شده با نهایت صدق و صفا بکوشند و مواظب باشند که غرض مغرضین خللی نرساند.ثانیا به مفاد شکر نعمت نعمتت افزون کند تشکرات قلبیه خودمان را از حسن مساعدت و سیاست جناب جلالت مآب شارژه دافر اظهار میداریم و متوقع میشویم که به دربار معدلت مدار امپراطور خودتان ابلاغ فرمایید. ثالثا بر خاطر سیاست مظاهر جناب عالی مکشوف و ظاهر است که همیشه ملت و دولت ایران خود را متحد و دوستدار دولت و ملت نجیبه متمدنه انگلستان دانسته و میداند و همه وقت فوائد اتحاد را منظور نظر داشته و میدارند وبا کمال امیدواری استحکام وانتظام این مردم را که سرمایه سعادت و اسباب رفاهیت ملتین است از جانب معظم مفخم جلالتمـآب عالی ممتنی و خواستاریم تا انشاء الله از ثمرات دوستی و یک جهتی برخوردار شویم و چنان با هم یک دل و یک جهت باشیم که رشک دیگران شود.
الاحقر فضل الله النوری"
من یک چراغ خاموش میکنم و جواب رو میدم
اهل کاشان بود این بابا...


اشکال اولیه فلامنکو به حدود سال1750 بر میگردد. با وجود این صحبت کردن درمورد رقص فلامنکو به صورتی که امروزه ما ان را میشناسیم نا ممکن است زیرا امروزه رقصهای محبوب یعنی رقص فلامنکو و رقص
bolero با هم ترکیب شده اند.رقص فلامنکو به تدریج تبدیل به یک مد شده و با کمکهای مالی سایر گروهها و مخصوصا درخشش بزرگ رقص اسپانیایی غنی تر شده است در اسپانیا مردم در هر زمان و مکان و بنا به هر علتی میرقصند این مسئله در یک نظر سنحی تخصصی انحام شده از رقص فلامنکو در میهمانیهای برکذار شده توسط مدارس اموزش رقص
seville و همجنین در برخی از مکانهای خاص صورت گرفته است.یکی از حالب ترین گزارشاتی که بوسیله فردی بنام
viaje por espa که در سال 1862 با همکاری gustavo dure به چاپ رسیده است به چشم میخورد.در فیلمی بنام
saln de recreo به کارگردانی لویس بوتلا قسمتی از خیابانهای شهر سویا به نمایش در میاید که در ان نمایشی از رقصهای محلی نشان داده میشود . این نمایش در ساعت 8:30 صبح اغاز میشود و در ان لا کامپانرا (la campanera) را در حال اجرای رقص jaleo from jerez با همنوازی ویولونیست کور و نا وارد نشان میدهد. در این فیلم نشان داده میشود که با این همکاری نا مناسب رقصنده مجبور میشود که رقص را متوقف کند و از نوازنده نابینا بخواهد تا ویولون خود را در اختیار فردی که در جمعیت قرار دارد و پیشنهاد جایگزین شدن به جای نوازنده نابینا را میکند قرار دهد. این نوازنده جدید ویواون dore نام داشت و او هر چه در توان داشت در این اجرا گذاشت و رقص jaleo را با تشویق اکثریت تماشاگران هیجان زده به اتمام رسانید.در اوایل قرن 19 یعنی زمانی که رقص فلامنکو به همراه گیتار فلامنکو و خوانندگی فلامنکو فرم و شکل واقعی خود را پیدا کرد و توانست شخصیت قطعی و نهایی خود را بدست اورد افراد حرفهای محبور بودند که هر روز با حمعیت مواحه شده وبا همکاران خود رقابت کنند تا بتوانند تشویق عمومی مردم را بدست اورند.
مشکل تکنیکی بخصوصی وحود داشت: مردان با پاهای خود میرقصیدند . در هنگام رقص مردانی که ظاهر خود را با لباسهای بلند به صورت زنان دراورده بودند و هنگامی که برخی از زنان که مثل مردان لباس پوشیده بودند.این همان اشکال بزرگ بود.
در دها 1910فلامنکو بیشترو بیشتر در بین بازیگران تاتر ظاهر شد که این کار توسط پاسترو که هنر خودش را در برنامه های سایر گروهها یا در انتهای فیلمهای سینمایی یا اجراهای کمدی عرضه کرده بود انجام گرفت.در اپراهای فلامنکو,خوانندگی,رقص و نوازندگی گیتار به همراه شوخیهای مختلف به صورت محلی یا حتی پایه ای انجام میشد.در همین دوره بود که
la argentine گروه خود را با انتونیو و فیکو تاسیس کرد و با این گروه سر تا سر امریکا را سفر کرد و به اجرای نمایش پرداخت و در تاتر ماکسیم الیوت شهر نیویورک در سال 1916 دو برنامه بزرگ را اجرا کرد.در سال 1915 مانوئل دفلا برای ایمپنو قطعه ای به نام
el amor brujo را ساخت این کار نقطه شروع باله فلامنکو محسوب میشود.
این عکس خیلی به من حس میده
میخوام ببینم این عکس به شما چه حسی میده...!!؟

از طرف سازمان برنامه و بودجه برای شما دوستان مسابقه ای ترتیب داده شده.
شما دوستان باید صاحب عکسی رو که میبینید حدس بزنید
البته جوایز نقدی و جنسی (فکر بد نکنیدا)هم برای شما در نظر گرفته شده
اخرین مهلت نظر دهی ۸۵.۵.۲۵

بنا به درخواست دوستان گلواژه ای که سالهاپیش سروده ام را تقدیم میکنم :
حالا که مینویسم این نامه را
تو کنون خواب میبینی مرا
گوش کن تا برایت بگویم قصه ای
قصه عاشق و معشوقه ای
صبحگاهی بحر ورزش بیرون رفتم من
پی چیزی میگشتم شاید من
دختر ی دیدم پری وش گونه ای
گر بگویم شرح او گویند که تو دیوانه ای
سخت گشتم دلباخته ومجنون او
نگاه من شد اسیر بند او
نگاهش در نگا ه ما برقی زد
دل ترسوی ما هم دل به دریا زد
به یک دریای طوفانی
دل ما رفته مهمانی
بپرسیدم که چیست نام تو ای نازنین؟
بگفتا که تو خود گفتی : نازنین !!
بگفتم که تو چند سال داری ؟
بگفتا به تو چه مگر فضولی !!
چو این پاسخ را من شنیدم
بحث را به جای دیگر کشاندم
بگفتم کین چیست اندر سینه ات؟
بگفتا هواپیماست زیور است
بگفتم باند ان زیبا تر است
بگفتا شرم کن این چه حرف است!؟
چو دیدم خیط کردم در گفتارم
بگفتم که
i'm sorry غلط کردمبگفتم من ندیدم از تو زیباتری
پریوش گونه ای خوشگل تری
بگفتا تو دوست داری مرا
realyبگفتم دوستت دارم قد لیلی
so she said that i love u
and i said that i love u 2
نظر به اینکه نظری به نظر نظرمند اینجانب داده نشد
بارتی بصورت انفرادی و بسیار با شکوه برگذار شد.
تا باد چنین بادا...
